روزهای زندگی ما
خانوادگی
سلام
ازاوایل خردادماه بود که نوشتن دراینجارو شروع کردم وهمون اولش باهمراهی دوستان
خوبی ادامه دادم.دوستانی مثل همه ی شما.
ولی دیگه نمیتونم و نمیخوام اینجا بنویسم .ازاین محیط خسته شدم ودرکل اینجا
خاطرات خیلی بدی هم دارم .میخوام ازنو شروع کنم یه جای دیگه وبا یه روحیه ی
دیگه .اگه دوباره نوشتنو شروع کردم به دوستان بسیار عزیزی که دراین مدت همیشه
همراه من بودند آدرس جدیدو خواهم داد.
ازهمه ی کسانیکه واقعا دوستانه منو همراهی کردن ممنونم ازهمه ی شما عزیزانم
که همیشه وهرلحظه کنارمن بودین و میخوام بدونین بااینکه شمارو ندیدم ولی خیلی
دوستتون دارم خیلی زیاد.
امیدوارم بارفتن ازاینجا بیشتراون خاطرات بد ازذهن من پاک بشن.
![]()
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت
0:30 قبل از ظهر توسط آفتاب|
سلام من مامان گلپری هستم که ۴ساله است اینجا خاطراتشو ثبت می کنم که بعدها بخونه انشاءالله
نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت
9:42 بعد از ظهر توسط آفتاب
آخرين مطالب
| Design By : Pars Skin |
